هوالجمیل
ای مشک
اي مشك نريز آبرويم
بر باد مده تو آرزويم
اي مشك اگر چه عرصه تنگ است
بي آب روم به خيمه ننگ است
جنگ است و تمام همتم جنگ
سربازم و استطاعتم جنگ
سربازم و غم نمي شناسم
از كشته شدن نمي هراسم
هر جا كه وظيفه جبهه بگشود
شمشير به دوش عهده ام بود
امروز كه در دلم خروش است
اي مشك دو عهده ام بدوش است
هم حامي حاميان دينم
هم ساقي چند نازنينم
امروز كه ديده ام پر اشك است
بر دوش دلم لوا و مشك است
اي مشك كسي نديده از ناس
در رزمگه التماس عباس
اينك بشنو تو التماسم
دارم زتو پاس، دار، پاسم
اشكم كه چكيده فرات است
پنهان شده از مخدرات است
آبي كه به سينه ات نهان است
رشك لب آسمانيان است
سيراب ز آب خوشگواري
اما ز حرم خبر نداري
انگيزه آفرينش آب
آبي است كه در تو هست بيتاب
اين آبروي من است در تو
ايثار خلاصه هست در تو
افلاك، سبو، گرفته سويم
بر خاك نريز آبرويم
بي آب اگر روم ؛ دمادم
بايد زخجالت آب گردم
اي آب كه اينچنين رواني
امروز چو من در امتحاني
كابوس عطش بهانه باشد
حيثيت تو نشانه باشد
از بهر كسي كه عشقباز است
كابوس، حقيقي،مجازست
مولا كه ندارد آب اكنون
دارد سر عشقبازي خون
گر امر كند به هر سحابي
بارد به زمين شراب نابي
اما نه ز ابر، بار خواهد
لب تشنه لقاي يار خواهد
لب تشنه اگر چه دختر اوست
اين آب صداق مادر اوست
آندم كه سكينه مشك آورد
با ديده پر زاشك آورد
تا ديده به ديده ترم دوخت
از آتش آه، هستي ام سوخت
اينك من و خاطرات آن اشك
اينكم منم و فرات - ای مشك
اينك منم و هزار دشمن
هم تو هدف شراره هم من
افسوس كه من گناه كردم
بر آب روان نگاه كردم
هر چند كه آب را نخوردم
كف در خنكاي آب بردم
اين دست ز تن بريده بادا
از حدقه برون دو ديده بادا
کفاره لمس آب اين است
خوش باد که عاشق چنين است
يارب نشود خجل بمانم
تا حشر شکسته دل بمانم
بگذار که تشنه کام باشم
مقبول ترين غلام باشم
والسلام
محمد حسین صادقی
غلام
از سروده های قبل
| *Name نام و نام خانوادگی : | |
| * Email آدرس ایمیل: | |
| subject موضوع پیام: | |
| *comment پیام: |
|
|
|
|