تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است - محتوای محو

 

هوالجمیل

 

محتوای محو

 

 

در دنیای بی در و پیکر اینترنت که پر است از حرفهای تکراری و سرقتهای ادبی و پایمال کردن «کپی رایت» و دعوت به سایتهای توپ !!!! و غیره و نسل امروز را گریز و گزیری از آن نیست تمام عشق من دیدن وبلاگها و سایتهائی است که به نوعی روح تشنه ام را سیراب کنند و یکی از این سرچشمه های گوارا ، وبلاگهای دوستان و همشهریانم است که از مشتری های خاموش و پر پا قرص آنها هستم. و بقول خجندی :

 گر بر سر بيمار خود آئى به عيادت    صد سال به اميد تو بيمار توان بود 

اما اخیراً شاهد وبلاگ زیبائی بودم که به دلائلی برایم خیلی جالب بود: وبلاگ محتوای محو نوشتۀ آقا نیما افشین پور. برای پی بردن به زیبائی و جالب بودنش ، کافی است که در اسم وبلاگ غرق شوی. اسمی متمایز ، تفکربرانگیز و پر معنی و هدفدار.

در اصل، اگر آقا نیما هیچ مطلب دیگری هم ننویسد ، آفرینش همین اسم و به یادگار گذاشتن آن در اینترنت نام او را ماندگار می کند.

وبلاگ محتوای محو ، ظاهراً مثل تمام وبلاگهاست ولی از انتخاب نامش پیداست که تبدیل به یک پدیده خواهد شد. یکی از اصول مهم نویسندگی و خلاقیتهای هنری انتخاب نام و شاید مهمترین کار باشد که به سادگی هم امکان پذیر نیست و به نظر من حاصل دو چیز است : یکی ریاضت و کنکاش و جستجو و قانع نشدن به نامهای موجود و جلوگیری از هجوم «کلمات ولگرد» که خود را به راحتی به هر قلم و فکر و ذهنی تحمیل میکنند و دیگری الهام که نتیجۀ همان ریاضت اولیه است و لطف و ارادۀ حق.

و گوهر محتوای محو نیز ریشه در همین دو جوهر دارد، اسمی که به سادگی انتخاب نشده و حاصل روزها و شاید ماهها واکاوی و جستجو وتفکر است.

 تفاوت اهل قلم و غیر اهل قلم در این است که اهالی قلم محتوای محو پدیده های اطرافشان را می بینند و می نگارند ولی دیگران فقط ظواهر را می بینند و با چشم فکر به ذرات عالم و انسان که بزرگترین محصول کارگاه آفرینش است نمی نگرند ، بقول صائب:

بنگر بچشم فكر كه از عرش تا بفرش

در هيچ ذرّه نيست كه سرّى عجيب نيست‏

اطراف ما پر از محتوای محو است ، کل هستی محتوای محو وجود باریتعالی است ، عالم تجلیگاه اوست ، تمام ما تصویرهائی هستیم در آینۀ وجود؛  یعنی نیستیم ولی بخاطر وجود «او» که روبروی آینه نشسته و خود را می نگرد و تصویر خود (یعنی ما را) در آینۀ جهان میبیند، فکر میکنیم هستیم و بقول مرحوم استاد دکتر سید حسن حسینی :

دست تو دري گشود درآئينه

بر حيرت ما فزود در آئينه

رفتیم به دیدار خود اما دیدیم

غیر از تو کسی نبود در آئینه

هر محتوائی پنهان است در یک سوژه و سوژه محصور است در مثلث قالب + سبک + زمینه ، (مثلاً موضوعی در قالب شعر در زمینۀ مسائل اجتماعی و در سبک هندی). یعنی در زمان واحد در یک مثلث دهها مثلث دیگر وجود دارد و هیچ مثلثی برتر از انواع مشابهش نیست مگر به لحاظ «بهتر نمایاندن محتوای محو سوژه و روح نویسنده». سوژه ، محتوای آشکار است و چیزی که همۀ مردم می بینند همین است اما یک ذهن تیز و کنجکاو در ورای هر سوژه ای یک یا چند محتوای محو می بیند (که بخاطر آن آفریده شده اند) و ارزش کار هر قلمی به کشف همین محتواهای محو «خود و هستی» است وگرنه محتواهای آشکار را که همه میبینند و از کنارش بی تفاوت می گذرند.

به هر حال ابداع این وبلاگ زیبا را به اهالی اینترنت و همشهریان عزیزم و آقا نیما تبریک می گویم و امیدوارم روز به روز موفق تر باشد و جای خالی آن ستارۀ محوی را که من سالها پیش در آسمان ادبیات دیده ام به زودی پر کند. یعنی جای خودش را. ان شاء الله  

والسلام

قم - 13 بهمن 85

محمد حسین صادقی

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 12:25  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز