تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است - خاطرات قم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

يك قفس رؤيا

 

تقديم به پيشگاه مقدس كريمه‌ي اهلبيت حضرت فاطمه معصومه (س)

 

پنج شش سالي كه در هجرت گذشت

مثل يك رؤياي پر لذت گذشت

هجرتم از جنس بيداري نبود

جز غزل در خواب من جاري نبود

چشم تا بر هم زدم خوابم پريد

لحظه‌ي پايان هجرت سر رسيد

روزگار سبز رؤيائي گذشت

خواب كوتاه تماشائي گذشت

روزگار بي مكان و بي زمان

دوره‌اي مانند خواب عاشقان

دوره‌اي كوتاه مثل عمر نوح

يك قفس رؤيا پر از پرواز روح

روزگار عشقبازي‌هاي ناب

فصل بي كابوس و وهم و اضطراب

مثل خواب ماهيان در عمق آب

مثل بيداري در اقيانوس آب

دوره‌اي مست از سبوي بيخودي

در پي دلبر تلاشي هدهدي

خواب زيبائي ، سراسر عشق و شور

گنج يابي در خرابات ظهور

*****

من چرا رفتم ؟ چرا باز آمدم؟

كي برون زين خلسه‌ي ناز آمدم؟

هان ، چه كس من را به قم پرواز داد؟

رخصتم در آن بهشت ناز داد؟

اين (صله) لطف كدامين يار بود؟

يا كه پاداش كدامين كار بود؟

فكر هجرت از چه در دل شد خطور؟

من كجا و انتخاب شهر نور؟

اين سعادت از كجا بر من رسيد؟

از چه رو فردوس شد بر من پديد؟

يك خراباتي كجا و اين مقام؟

از چه شد همخانه‌ي مولا ، غلام؟

روز و شب با عاشقاني بيقرار

پر كشيدن در هواي انتظار

عشقبازاني پر از عطر بقيع

جمكراني‌هاي چون دريا وسيع

عاشقاني ساده و پاك و زلال

همنشيناني سراسر شور و حال

وه چه زيبا سرنوشتي داشتم

در همين دنيا بهشتي داشتم

من نه خود رفتم نه خود باز آمدم

من نه قم رفتم نه شيراز آمدم

خواب ديدم رفتم و برگشته‌ام

زين سبب ديوانه و سرگشته‌ام

ياد آن دوران روحاني بخير

ياد آن رؤياي طولاني بخير

 .................

 

والسلام

29 فروردين 1387 - مصادف با سالروز رحلت جانگداز حضرت فاطمه معصومه (س) دهم ربيع‌الثاني 1429  -  زرقان فارس – محمد حسين صادقي

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:50  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز