هوالجميل
ميثاق
در مدح و منقبت و رثاي حضرت احمد بن موسي (ع) – شاهچراغ
چون حضرت احمد بن موسي
شد راهي طوس ، با تَولّا
همراه شدند با جنابش
ياران و برادران مولا
در طول مسير ، خيل عشاق
پيوست به كاروان آنها
گرديد گروه جاننثاران
در اين حركت مثال دريا
درياي دلاوران عاشق
گرديد روان به كوه و صحرا
اين قافله بود غير جنگي
ني لشكر جنگي توانا
مردان و زنان سالخورده
بود اسلحهشان فقط مدارا
بودند ولي به زعم دشمن
اين جمع ، به كودتا ، مهيا
احساس خطر نمود دشمن
از ديدن اين گروه شيدا
گفتند : اگر ، به هر دياري
افزوده شود به جمع آنها
يك لشكر بيكران شود جمع
اطراف «رضا» ز پير و برنا
آنگاه به يك اشارهي او
پيچند به هم بساط اعدا
اين ترس كه در دل حكومت
زلزال نموده بود بر پا
شد باعث حمله و شبيخون
بر قافلهي عراق و بطحا
با كل توان ، سپاه ظلمت
سد كرد مسير سبز دريا
شد حمله به كاروان زُوار
در خطهي فارس ، بي مهابا
شد كرب و بلا بپا دوباره
در خاطرهي سپاه گلها
شد كشته گروه بيشماري
از هيئت زائران مولا
جنگيد ولي چنان اباالفضل
در معركه ، احمد بن موسي
با حيلهي دشمنان وليكن
محصور شد آن هژبر هيجا
او يكتنه با سپاه فتنه
جنگيد و گرفت جان اعدا
شد كشته ولي به حيلهي خصم
آن عاشق بيقرار و تنها
افتاد ز پا چنان صنوبر
آن قامت سبزپوش رعنا
آن شمس ولا پس از شهادت
شد دفن به كومههاي اخفا
شد دفن ولي به روزگاران
از او اثري نبود پيدا
با اذن خدا به وقت موعود
شد مرقد و مشهدش هويدا
شد قبلهي اهل عشق و عرفان
آن مرقد اطهر و معلي
*****
او بوده بزرگ خانواده
بعد از پدرش ، امام موسي
بوده پدرش به حبس دائم
از حيلهي غاصبان رسوا
در عُسرت اهلبيت كاظم
احمد شده سرپرست آنها
ليكن به رضا نموده بيعت
آن اسوهي زهد و علم و تقوا
دارد چو رضا علاقهاي خاص
معصومه به اين امير دانا
هم بوده مدافع ولايت
هم ارشد اهلبيت موسي
در دورهي هجرت رضا نيز
داده به جواد او تسلا
بودهاست جواد در مدينه
در نزد عمو ، به هجر بابا
*****
او نور خداست در دل شب
مانند تمام آل زهرا
زيباست تلؤلؤ وجودش
در پهنهي عرش رب يكتا
در بيعت اين امير عشق است
آئينهي فكر نسل فردا
در خواب جهان خفته جاري است
انديشهي او چو رود رؤيا
صلح است و صفا ارادهي او
تا حشر ، به اذن حق تعالي
يا رب به ولايت ائمه
كن غصهي شيعه را مداوا
غرقيم ميان غصه و غم
داريم دلي پر از تمنا
خندند به فكر ما غلامان
ارباب ادب ، بدون حاشا
حاشا كه دورن ما بميرد
ميثاق تولي و تبرا
از عطر گل ولايت عشق
انديشهي شيعه گشته زيبا
ما لايق عاشقي نبوديم
معشوق به ما نمود القا
دلدادگي و جنون عشاق
در روز ازل شدهاست امضا
گشته دل ما به عشق ، زنده
از يُمن وجود اين مسيحا
شيراز شده چو باغ فردوس
از بركت نور اين دلارا
اي زائر عشق ، نور دل را
از شاهچراغ كن تمنا
اي دل بطلب هر آنچه خواهي
از حضرت احمد بن موسي
آزادي يكهزار بَرده
ثبت است به نام آن توانا
سرلوحهي سبز مكتب اوست
آزادي بردگان دنيا
داريم وليك ما غلامان
از حضرت او ، چنين تمنا :
اي شاهچراغ ، در دو دنيا
آزاد نكن ز خود دل ما
والسلام
محمد حسين صادقي (غلام)
زرقان فارس – 17 رجب 1429 (سالروز شهادت حضرت احمد بن موسي (ع))
31/4/1387
| *Name نام و نام خانوادگی : | |
| * Email آدرس ایمیل: | |
| subject موضوع پیام: | |
| *comment پیام: |
|
|
|
|