تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است - ذبیح

هوالجمیل

 

ذبیح کربلا

 

با اعتذار از بنی فاطمه (س)

در ذبح گوسفند ، عربهای جاهلی

چون گرگ می‌شدند ، عربهای جاهلی

اطراف صید خویش ، سوار و پیاده‌شان

کِل- زوزه می‌زدند ، عربهای جاهلی

با سنگ و چوب و نیزه ، به یکباره ، حمله‌ور

بر صید میشدند ، عربهای جاهلی

*****

تا رخ نمود نور محمد (ص) به امر وحی

گشتند سربلند ، عربهای جاهلی

فرمود : رو به قبله و سیراب سر بُرید

صید اسیر بند ، عربهای جاهلی

فرمود : تیغ تیز بباید برای ذبح

چون دید چون ددند ، عربهای جاهلی

شاید که دیده بود در آفاق علم غیب

بعداً چه می‌کنند ، عربهای جاهلی

شاید که دیده بود که روزی حسین را

آنگونه می‌کشند ، عربهای جاهلی

بر نعش صید ، اسب نراندند بعد قتل

با خشم و نیشخند ، عربهای جاهلی

اما به روی پیکر صد چاک شاه دین

صد باره تاختند ، عربهای جاهلی

آتشفشان عقده به گودال قتلگاه

خالی نموده‌اند ، عربهای جاهلی

آتش زدند خیمه به خیمه ، کتاب وحی

پیک سقیفه‌اند ، عربهای جاهلی

پاداش مهربانی پیغمبر خدا

اینگونه داده‌اند ، عربهای جاهلی

با نام دین ، به دین خدا حمله برد‌ه‌اند

تاریخ ممتدند ، عربهای جاهلی

لرزید ساق عرش از این ماجرا (غلام)

در جهل مطلقند ، عربهای جاهلی

والسلام

زرقان فارس - محمد حسین صادقی (غلام)

18/10/1387 مصادف با عاشورای 1430

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 0:17  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز