هوالجمیل
سفر آب
مُردیم ز هُرم عطش و یار نیامد
آرام دل و دیدۀ خونبار نیامد
از خیمه برون تاخت ولی باز به خیمه
از علقمه با کام عطشبار نیامد
چشمان حرم باز به راهی است که عباس
با مشک برون رفت و دگر بار نیامد
در عمق قرون ، چشم به راه است رقیه
گوید : ز چه عموی وفادار نیامد
طفلان حرم را که دهد جرعۀ باور
وقتی که عمو از صف پیکار نیامد
این ناله هنوز از لب تاریخ بلند است :
« ای اهل حرم ، میر علمدار نیامد »
گویا که زمان مانده در آن لحظۀ کشدار
زیرا به سر این لحظۀ کشدار نیامد
در طول زمان ، چشم حرم منتظر اوست
هرچند که آن لحظۀ دیدار نیامد
انگار همین لحظۀ پیشین ، همه گفتند :
« سقای حسین ، سید و سالار نیامد »
برگشتن او از سفر آب (غلاما)
در قلب حرم ماند و علمدار نیامد
والسلام – محمد حسین صادقی (غلام)
زرقان فارس
| *Name نام و نام خانوادگی : | |
| * Email آدرس ایمیل: | |
| subject موضوع پیام: | |
| *comment پیام: |
|
|
|
|