و باران که شعر نگاه من است

شعر و قطعه ادبی

فصل قارون و سامری ها

هوالجمیل

ولای اعلی

تا مسیحای عشق پیدا شد – قلب ما بر صلیب شیدا شد

غنچه بودیم و در بلوغی سرخ – عشق خونین ما شکوفا شد

تا که مجنون شدیم، عشقی ناب – آمد و جانشین لیلا شد

در شب ظلم، هر که عاشق بود - با حسین زمان هماوا شد

عشق بر دین و میهن و امت – جلوه‌ی عشق حق‌تعالی شد

بانگ لبیک عاشقانه‌ی ما – در شب ظلم، تُندرآسا شد

سینه را بر ستم سپر کردیم – تا که آماج تیر اعدا شد

عشق ما از نخست خونین بود – با شهادت، وصال، معنا شد

خون ما بر تمام خاک وطن – قطره قطره چکید و دریا شد

کاخ ظلمت به خون ما شد غرق – جای آن، بیت نور برپا شد

دیو رفت و فرشته آمد، لیک – فتنه‌های دگر هویدا شد

گشت تحمیل بر وطن، جنگی -  کز شرارش، بهار یغما شد

شد خزان فجر نوبهاری ما – عزم ما نیز معجزآسا شد

لشکر عاشق وفاداران – جمع، زیر لوای سقا شد

در دفاع از ولایت و ناموس – غرق خون بس جوان رعنا شد

آنچنان عاشقانه جنگیدیم – که جهان در تحیر از ما شد

مثل سیلاب و تُندر و طوفان -  حمله کردیم و فتح امضا شد

پیر ما رفت و یار جانبازی -  هادی این ولای اعلی شد

ما دو فرعون سرنگون کردیم – سهم ما بیشتر ز موسی شد

چون ز ما نا امید شد دشمن – فتنه‌ها کرد و باز پیدا شد

کرد دشمن نفوذ از چپ و راست – دیو مرده دوباره احیا شد

بعد فرعونهای استکبار -  فصل قارون و سامری‌ها شد

حرص و تبعیض و روح اشرافی – در بسی حاکمان هویدا شد

غارت و اختلاس و بی‌مهری – دمبدم شد فزون و حاشا شد

جنگ نرمی که این زمان برپاست – درج ، در بسته‌های اغوا شد

بسکه نیرنگ و قول رنگارنگ – با سخاوت، به خلق اهدا شد

وعده‌ی پوچ دولت و مجلس – مثل حرف صدا و سیما شد

سهم ما پابرهنه‌ها از عشق – گرچه تنها عزای گلها شد

ما ولی زنده‌ایم و رزمنده – خون ما وقف راه مولا شد

عشق ما شد غنی ز جام ولا – و ذخیره برای فردا شد

والسلام

صادقی – زرقان فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۵/۰۹/۲۹ساعت 22:37  توسط محمد حسین صادقی  | 

ما ضربه خورده‌ایم ز خاصان بد مرام

هوالجمیل

ثروت نظام

ما غرق ثروتیم ؛ ولی ثروت نظام

این مردمند و همت آنها به اعتصام

خلقی که نیست در همه، عالم، مثالشان

خلقی که هست وارث اجلال و احتشام

خلقی که درک کرده خطرها و بسته است

لب را ز انتقاد و شکایت، علی‌الدوام

خلقی که خلق کرده حماسه به روزگار

اما طلب نکرده ز ایثار خود ، سهام

حرف امام و امت و رهبر فقط یکی است:

خدمت به خلق و هواداری از قیام

امت همیشه شاکر ایثار بوده است

پیوسته ، بُرده نام شهیدان، به احترام

اما نداده دست ارادت به دشمنان

زیرا که مانده در دل او عهد انتقام

دارد وطن به سینه بسی خاطرات تلخ

از اختلاس و فتنه و قول دروغ و خام

در انقلاب و جنگ، قلمهای نسل ما

بوده حماسه‌گوی همین عزم و انسجام

اکنون چرا به یاری امت کند درنگ؟

ما زنده مانده‌ایم برای همین پیام :

سرمایۀ نظام ، بُود اعتماد خلق

خلقی که هست مالک این میهن و نظام

بر اعتماد خلق، نزد ضربه خصم ما

ما ضربه خورده‌ایم ز خاصان بد مرام

والسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۹/۲۴ساعت 17:16  توسط محمد حسین صادقی  | 

دواعش اداری- اقتصادی

 

هوالجمیل

دواعش اداری و اقتصادی

شکسته حرمت ایثار و این حکایت نیست

که بطن جامعه را غیر از این روایت نیست

در این ولایت پر نعمت و پر امنیت

که عشق خلق شریفش بجز «ولایت» نیست

چرا شرارۀ تبعیض می‌کند غوغا

چرا به بسط عدالت، کمی عنایت نیست

چرا زمانه پر از اختلاس قارونهاست

که حرص و دزدی‌ این دسته را نهایت نیست

به اوج رفته گروهی ز پله‌ی چپ و راست

که ویژه‌خواری‌شان کمتر از جنایت نیست

نه کمترند ز داعش، خوارج این قوم

که روح فاسدشان قابل هدایت نیست

به غیر فقر و گرانی و یأس و بیکاری

برای نسل جوان بستۀ حمایت نیست

به رغم آنهمه خدمت که صالحان کردند

چرا ز روح ادارات ما رضایت نیست

اگر که حق خودت را طلب کنی، بی‌شک

بجز سفارش و رشوه، گره‌گشایت نیست

مگر که نیست همان مهد لاله‌ها، این خاک؟

اگر که هست، چرا حرمت و رعایت نیست

پیام روح خدا و مرید جانبازش

بجز بصیرت و خدمت، بجز درایت نیست

اگرچه جنس غزل رازناک و رؤیائی است

زبان درد صریح است و با کنایت نیست

کلید دولت تدبیر ، معضلی نگشود

برای آتیه، این زُمره را کفایت نیست

والسلام

محمد حسین صادقی / آذر 95

http://xyz.parsiblog.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۵/۰۹/۲۲ساعت 23:27  توسط محمد حسین صادقی  | 

برجام، جز مدارا با دشمن وطن نیست

هوالجمیل

برجام عبرت

با دشمنان، مدارا، هرگز روا نباشد

زیرا که دشمنان را، رحم و حیا نباشد

هرکس به دشمن خود مهر و وفا نماید

او را نصیب، از خصم، مهر و وفا نباشد

بر گرگ تیزدندان، هر کس کند ترحم

کارش به گوسفندان، غیر از جفا نباشد

ما اهل دین عشقیم اما برای دشمن

جز آیۀ اَشِدّاء ، ما را دوا نباشد

با دشمن ولایت مثل خودش عمل کن

با خصم، عشقبازی، امر خدا نباشد

دیو سفید، دیگر، در دهر کدخدا نیست

او غیر یک مترسک در عصر ما نباشد

در انقلاب و در جنگ، ما گردنش شکستیم

او زخم خورده از ما، فکر صفا نباشد

برجام، جز مدارا با دشمن وطن نیست

آن دشمنی که او را ، جز خون، غذا نباشد

باید دگر ببندد، دولت، دکان تدبیر

زیرا متاع او را ، دیگر ، بها نباشد

برجام غیر «عبرت» بر این وطن نیفزود

یعنی که تکیه بر خصم، غیر از خطا نباشد

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۵/۰۹/۲۰ساعت 21:39  توسط محمد حسین صادقی  | 

حُسن ختام برجام

هوالجمیل

حُسن ختام برجام

بازی برجام تا شد جلوه‌گر

گشت بذر انتخاباتی دگر

خواب می‌دیدند با این ابتکار

پول می بارد به میهن، بی‌شمار

پول می‌گردد روان در خانه‌ها

می‌شود افزون، همه، یارانه‌ها

چون رفاه خلق تأمین می‌شود

رأی اصلاحات تضمین می‌شود

نقشۀ برجام، بدفرجام بود

تکیه بر دشمن، خیالی خام بود

در تب یک امتیاز بُرد-بُرد

دولت از خوشباوری‌ها ضربه خورد

هرکه بر دشمن نماید اعتماد

می‌دهد حیثیت خود را به باد

تا ز نو تحریم‌ها تمدید شد

قلب بی تدبیرشان نومید شد

عزت این میهن پراقتدار

شد فدای رأی و کسب اعتبار

حالیا فکر کلید دیگرند

تا که رأی رفته را باز آورند

چونکه طرح رأیشان بر باد رفت

رفت دولت در پی حراج نفت

لیک باشد بهترین حُسن ختام

عذر و استعفای دولت، والسلام

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۵/۰۹/۱۹ساعت 17:39  توسط محمد حسین صادقی  | 

جمکران غزل

هوالجمیل

آغاز ولایتعهدی و امامت حضرت مهدی موعود (عج) بر عاشقانش مبارکباد

جمکران غزل

هر گلی را به ناز بو کردیم

یادی از آن فرشته‌خو کردیم

گشت جاری به آسمان، صلوات

هر زمانی که یاد او کردیم

چونکه او اصل کل خوبیهاست

از خدا، وصلش آرزو کردیم

خار در چشم و استخوان در زخم

صبر، بر طعنۀ عدو کردیم

از غم هجر آن گل موعود

بس که با اشک خود وضو کردیم

صحن آدینه‌های هجران را

با گل اشک شستشو کردیم

روحمان گشت جمکران غزل

بسکه با یار گفتگو کردیم

اقتدا کرد قلب ما به دلش

هر زمان سوی قبله رو کردیم

فرجش را ز حضرت خالق

از سر صدق آرزو کردیم

مست و شیدا شدیم و جان بر کف

تا می ندبه در سبو کردیم

انتظارش به ما سعادت داد

راه عزّت چو جستجو کردیم

در رهش عاشقانه جنگیدیم

لاله‌ها را فدای او کردیم

کاخ فرعونها، به یاری او

جان‌نثارانه، زیر و رو کردیم

او همیشه میان ما بوده

ما ز او کسب آبرو کردیم

ما غلامان حضرت اوئیم

گرچه گاهی جفا به او کردیم

والسلام

محمد حسین صادقی (غلام) – زرقان فارس

 18آذر 1395 مصادف با شب نهم ربیع الاول 1438

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۹/۱۸ساعت 21:43  توسط محمد حسین صادقی  | 

دو شعر درباره برجام بد فرجام و اصلاحات

هوالجمیل

اشعار

سفرۀ دلفریب اصلاحات

و کلید تحقیر

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۵/۰۹/۱۳ساعت 20:14  توسط محمد حسین صادقی  | 

نذر امام رئوف و غریب، حضرت علی ابن موسی الرضا - علیه السلام

هوالجمیل

در عزای مسافر غریب

فرمود بیائید و بگریید برایم

در محضر من گرم نمائید عزایم

قبل از سفرم با دل غمبار بگریید

تا خلق بدانند گرفتار جفایم

یاران و عزیزان مرا جمع نمائید

تا پر شود از ماتم و اندوه، سَرایم

گفتند شگون نیست عزا بهر مسافر

فرمود: من از این سفرم باز نیایم

من بار سفر بستم و دشمن به کمین است

دانم که شود طوس چنان کرب و بلایم

با اذن خدا می‌روم و بندۀ اویم

راضی به رضا هستم و راضی به قضایم

از هجر جوادم که بُود مظهر کوثر

از دیده روان است کنون اشک ولایم

چون سهم شما روضه و گلزار بقیع است

پیوسته زیارت بنمائید به جایم

هرچند در این هجرت جانسوز، غریبم

پر می‌شود از شیعۀ من صحن و سرایم

والسلام - دهم آذرماه 1395 مصادف با 30 صفر 1438 شهادت امام رضا علیه السلام

محمد حسین صادقی - زرقان فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۹/۱۰ساعت 22:58  توسط محمد حسین صادقی  |