و باران که شعر نگاه من است

شعر و قطعه ادبی

دو شعر درباره زرقان

هوالجمیل

شعر اول: همزیستی با صنایع

 

خدا صانع است و صنایع ز اوست --- بدیع است  و کل بدایع ز اوست....

 

شعر دوم : شهرستان یا دهستان زرقان؟

 

جدا شد پنج شهرستان ز زرقان --- و زرقان می‌شود کم کم دهستان

شعرهاي ديگرم :

 http://xyz.parsiblog.com

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۶ساعت 20:16  توسط محمد حسین صادقی  | 

چکامه ای در سوگ حوض ماهی

هوالجمیل

حوض ماهی

 تشنه و دلغمین ، حوض ماهی

 خفته زار و حزین ، حوض ماهی

 می‌کند جان چو طفل یتیمی

 روی دست زمین ، حوض ماهی

 داشت مانند اَنهار جنت

 جلوه‌ای دلنشین ، حوض ماهی

 بوده مانند کوثر ، مقدس

 مثل ماء مَعین ، حوض ماهی

جانفزا و شفابخش و زیبا

 با طراوت عجین ، حوض ماهی

 بوده جاری ز عرش برین ، چون

 اشک روح‌الامین ، حوض ماهی

قرنها بوده مانند مادر

بهر این سرزمین ، حوض ماهی

کُلُ شیٍ مِنَ الماءِ حَیٌ

بوده مصداق این حوض ماهی

بوده اشکش روان ، هر شب و صبح

 از غم شاه دین ، حوض ماهی

 کرده آباد و زرخیز و سرسبز

شهر ما ، اینچنین ، حوض ماهی

رفته از دست ما ، آه و افسوس

گنج بی جانشین ، حوض ماهی

مانده در انتظار حمایت

با نگاهی حزین ، حوض ماهی

 می‌شود زنده‌تر از گذشته

گر بیابد مُعین ، حوض ماهی

چشم در راه یک نسل سبز است

در دم واپسین ، حوض ماهی

والسلام

محمد حسین صادقی

زرقان فارس – 95/5/5

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۶ساعت 0:4  توسط محمد حسین صادقی  |